ببخشید

 

بنام خدا

باسلام خدمت همه دوستان وبرادران گرامی راسش جای همگی شما خالی چهر روز گذشته مراسم روضه خوانی تمام وقت من را گرفته وبیاری خدا مجلس تا این ساعت بانظر حضرت ولیعصر ودر زیر سایه ایشان وبرکت نام چهارده معصوم به خوبی بر گذار شده است انشالله پس از اتمام مراسم چند مطلب  یادگاری خدمت شما تقدیم خواهم کرد .

بفر مائید روضه

بنام خدا

ایکاش که مرغ بام افلاک شوم

باگریه برای فاطمه (س) پاک شوم

درایوان نجف شبی بمیرم اما

در بین الحرمین کربلا خاک شوم

 

دوست محترم لطفا بفر مائید روضه در خدمت عاشقان وشیفتگان اهلبیت عصمت وطهارت هستیم.

تعریف یا تخریب

بنام خدا

باسلام وعرض ادب جای همگی همسنگران محترم خالی ساعتی پیش در محفل رزمندگان اسلام جنوب غرب اصفهان طی مراسم با شکوهی پس از سخنرانی واعظ محترم اول حدیث کسا خوانده شدوحقیر وحاضرین بهترین استفاده را از ان کرده وعطر نبوی وپنج تن ال عبا در محفل بیریا اکنده شدواز شیعه بودن خود با این حدیث افتخار کردم در منبر بعد واعظ بسیار توانا وخطیب توانگر بر منبر رفت ودر خصوص شبی که دران گرد هم امده بودیم ونیز زهرای مرضیه سخنانی ایراد نمود تا به جایی رسید که سخن از رئیس ستاد ازادگان یزد به میان امد وفرمودند که ایشان از نزدیکان بوده وبه این سمت منصوب شده بود ویکی از ازادگان از ایشان خواسته ای داشت وایشان گفته بود که نمیتوانم برایت انجام بدهم وان ازاده کوبیده بوددر صورت اقای رئیس ستاد ازادگان ودر پی ان قصد استیعفا داشت که مادش خواب حضرت زینب (س) را میبیند ونهایتا در عالم خواب بیبی اسارت کشیده ما فرموده بودند ما دراسارت خیلی سیلی خوردیم وشما بخاطر یک سیلی قصد رفتن کرده ای وهمین امر باعث ماندگاری ایشان در ستاد ازادگان شده بود .راسش دیگه حواسم از مجلس روضه وسخنران پرت شده بود وهرچه فکر کردم خدایا چرا حاجی این مطلب را که بقول خودش برای اولین بار تعریف میکرد بیان کرد ایا قصد داشت کار برای رضای خدا راتوضیح بده یا اینکه از محفل ومجلس استفاده کنه وسنگی هم به ازاده ها بزنه در پایان جلسه دویدم دنبال ایشون وقبل خروج از ایشون خواستم تا برام توضیح بدهد که منظورش چیست البته ایشان هم جوری صحبت کرد که من منظور خواصی نداشتم وحقیر هم گفتم حاجی تعریف یاتخریب و بنا بر این شد تا فرداشب هم توضیح بدند وهم از همه ازادگان عذر خواهی کند.

اخراجی های تکریت 11

بنام خدا

بعد ازرحلت جانگداز حضرت امام (ره) ونیز درگیری پیش امده در بند سه وچهار دشمن از روی ناچاری واز طرفی هم جبران مدت زمان عزای عمومی اعلام شده دست به تحرکاتی زد.این تحرکات دارای چند مرحله بود وابتدا نسبت به کم کردن سهمیه نان وغذا ودر پی ان بدون درنگ اقدام به جمع اوری تعدای از دوستان که بقول خودشان ابوالخلاف بودند رانمود که درمیان انها مرحوم خالدی ودوستان دیگر که به احترام انها دیگر اسم نمی اورم ودر مرحله بعد هم شکنجه وفشار روحی (البته کمتر از کار مسعود خان نبود )وشکنجه های جسمی بعد ازجمع اوری ابتدا انها را درزندان محوطه اشپز خانه بردند ونزدیک یکی دو هفته هم با شرایط بسیار بد در ان زندان مخوف وتنگ وگرم روزگار راسپری کردند .درمدت زمانی که گذشت شرایط بندها کمی روبه ارامی گذاشت ودوستان در بند را :همراه تعدادی دیگر ازبند یک ودو به ملحق الف وبقولی در غرفه ها بردند شرایط بسیار بدی حاکم بود وبه هیچ وجه نمیشد از اخراجی ها اطلاعات بدست اورد در همین زمان یکی از بچه های اصفهان دچار مریضی اسهال شده بود وبرای مداوا مجبور شدند ایشان را به درمانگاه اردوگاه بیاورند پس از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدیم نه برای مریضی این بنده خدا بلکه برای اینکه کمی اطلاعات بدست بیاوریم تعدادی از همرزمان در اسایشگاه ده جمع شدیم وچه کنیم وچه نکنیم وبنا بر ان شد که کسی از بین ما با خوردن تاید وصابون دچار مریضی شده وبه درمانگاه مراجعه نماید در این بین که همه سرگرم صحت ونحوه کار بودند من لیوانی تا نیمه از پودر لباس شویی اماده کردم ومقداری اب وجای اقا مسعود خالی سر کشیدم روح از تنم خاج میشد بقدری سخت بود که قدرت بیان ان راندارم به هر طریقی بود لیوان را تاذره اخرش نوش کردم ومنتظر خراب شدن حالم بودم دوستان یکی پس از دیگری سری به من میزد وسئوال میکردند خبری شد وجواب منفی بود بیچاره من قصد ان داشتم که شرایط به روان شدن شکم برسد اما بجای ان یبوست بر جسم من مستولی شد وفردای ان روز همه جمع شده بودیم وهمه اذعان به ان داشتند که با چشمان خود اب وپودر لباس شویی را دیده اند وچرا این مشکل پیش امد نمیدانیم ودنبال شخص دیگری بودیم تا صابون نوش جان کند که یک دفعه یکی از بچه های اصفهان خود بخود مریض شده بود وبا درد بسیار اورا به درمانگاه بردیم در مسیر من شرایط وسوالات را برای او توضیح دادم که چه بپرس واز تعداد ومحل وشرایط اب وغذا نیز سوال کن ونهایتا ما به مقصود دل خود در انروز رسیدیم .یادش بخیرباد وشاد باد روح حضرت امام وشهیدان مخصوصا شهدای ازاده

شهادت حضرت زهرا

بسم رب زهرا

لعنت به انکه پایه گذارسقیفه شد

لعنت به هرکسی که به ناحق خلیفه شد

لعنت به انکه برتن اسلام خرقه کرد

این قوممتحد شده رافرقه فرقه کرد

تکفیردشمنان علی رکن کیش ماست 

هرکس محب فاطمه شدقوم وخویش ماست

ماهمکلام منکر حیدر نمیشویم

باقنفذومغیره برادرنمیشویم

شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س)بر عموم شیعیان راستسنش تسلیت باد.

التماس دعا

 

 

همراهان دروغین ازادگان کجایند

باسلام

سال گذشته پس از تجمع تعدادی از ازادگان سرافراز د رمقابل کاخ ریاست جمهوری وبنده نوازی اقای احمدی نژاد ورحیم خان مشایی تعدادی از روزنامه های کثیر الانتشار مانند همشهری پا به عرصه اعتراض گذاشتند ومطلبی  در خصوص حق وحقوق ازادگان وعدم اجرای ماده سیزده مکتوب کردنند یادم است سر دبیر محترم ونویسنده اعلام کردند تا وصول طلب ازادگان همراه انان خواهند بود .ای وای بر شما پس کجائید ؟؟؟؟؟؟ چه شد غیرت ومردانگی شما ایا ازادگان را فقط در بیست وشش مرداد طبق تقویم باید دید ایا شما نبودید که احساس مسئولیت تان گل کرده بود وبرای خود بزرگ کردن همراهی ازادگان دا د میزدید  چه شد ؟؟؟؟؟یا اینکه ما باید یاد بگیرم بر روی پای خود همچون دوران اسارت ایستاده وبا حداقل ها شرایط را بسوی احقاق حق خود بکشانیم . برادران ازاده عزیزان من همرزمان محترم توجه داشته باشید که باید همراه شویم باید همدل شویم باید یک صدا شویم امروز که مسولین ما حاضر به احقاق حق مانیستند همدلی وهمبستگی چاره کار ماست . برادرام همراه شوعزیز این درد مشترک هرگز جداجدادرمان نمیشود.

امام خمینی (ره)عبدصالح خدا

بنام خدا

راسش بد ندیدم قسمتی از وصیتنامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره)را برای تعدادی از این مسئولین بیان کنم وما وظیفه خود را انجام داده وعمل به ان وظیفه ونادیده گرفتن ان خیانت به راه امام وشهداست .وصیت اینجانب به وزرائ مسئول درعصر حاضرودرعصرهای دیگر ان است که علوه بر انکه شماها وکارمندان وزارتخانه ها بودجه ای که ازان ارتزاق می کنید مال ملت است :وباید همه خدمتگذارملت وخصوصا مستضعفان باشید وایجاد زحمت برای مردم ومخالف وظیفه عمل کردن حرام وخدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی میشود :همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید باپشتیبانی مردم خصوصا طبقات محروم بودکه پیروزی حاصل شد ودست ستم شاهی از کشوروذخائر ان کوتاه گردید واگرروزی از پشتیبانی انان محروم شوید شماها کنار گذاشته می شوشد .ودر جایی دیگر میفرمایند همه ما خواهیم مرد وهمه ما خواهیم حساب پسداد.بیدار شوید ملت :بیدارشوید دولت :همه بیدارهستید همه تان درمحضر خدا هستید .فرداهمه بایدحساب پس بدهید:ازروی خون شهدای مانگذرید بدون نظر وبرای مقام دعوانکنیدبا هم .ماهمه که به صدام اینطور نفرین می کنیم وننگ نثارش می کنیم مبادا خودمان انطور باشیم. امید به ان میرود که همه سخنان گهر با امام را اویزه گوش خود کرده وباعث ازبین رفتن حق دیگران نشویم .

چوپان دروغگو

بنام خدا

حقیقتا که بچه ها در مدت زمان طفولیت تمامی حرکات وکردار وسخنان پدرومادر را ظبط کرده ودر مواقع لزوم از ان استفاده بهینه مینماید وما پدر ومادر ها باژست حق بجانب وبزرگ منشی با انها رفتار هایی داریم که در حداقل زمان ان را به خود ما برمیگردانند یکی از این رفتارها در مورد بد بودن دروغ گفتن است که همگی ما بارها به فرزندانمان گوشزد کرده ایم که بابا جون دروغ بده زشته ودروغگو دشمن خداست و.......ازاواخرسال ۱۳۸۹ به خانواده قول دادیم که حقوق زمان اسارت رادریافت میکنیم با قسمتی از ان چنین وبا مبلغی دیگر چنان میکنیم واین امر به همت والای مدیران محترم درتمام سطوح به درازا کشیده شد وهربار بچه ها سراغ میگیرفند امید به فردا را برای انان یاداور میشدیم از ابتدای سال ۱۳۹۱ دیگر چوپان دروغگوشده وحتی فرزند کوچک من میگوید بابا لطفادروغ بسه وبه رئیس بنیاد بگو دروغ نگو دروغگو دشمن خداست حالا قضاوت با شما ایاواقعا دروغگو دشمن خداست یا اینکه دروغ مصلحتی برای احیای بانک نوظهور دی لازم است واقایان به خود اجازه میدهند تا با هر ترفندی پرداخت رابه درازا کشید ه وبا این روش روی چوپان دروغگورا سفید مینمایند.

درحسرت آب روان

بنام خدا

دریکی دوهفته گذشته رحمت وباران اللهی در سرتا سر کشور مردم ومخصوصا کشاورزان را خوشحال کرد  بااراده پروردگار یکتا نزول مایع حیات بحدی بود که در مناطقی باعث به بار امدن خسارت شد حقیر برای کاری به استان چهارمحال بختیاری سری زدم وازدیدن مناظر بکر وزیبایی که بابارش نزولات به بالا ترین حد خودرسیده بود لذت بردم متاسفانه در چند سال گذشته مردم بدلیل خشک سالی دچار ضرروزیان فراوانی شدنند واین مشکل درمنطقه ای شکل گرفته که سرچشمه رودهای مهمی چون کارون ودز وکرخه .نیز زاینده رود میباشد اب های جاری شده از سلسله جبال زاگرس استانهای اصفهان خوزستان  فارس در یک کلام استانهای همجوارراسیراب میکند درحالی که مردم محروم منطقه بدلیل خشکسالی قادر به زیر کشت بردن زمینهای خود نمیباشند اب جاری در رودخانه ها سرازیر بسوی دز وکرخه وزاینده رود میشوند در حالی که بااجرای طرحی وایجاد سد میتوان نسبت به جلوگیری از هدر رفت قسمتی از اب ونیز مهار ابهای سرگردان بخش وسیعی از استان سرزمینهای گنجهای نهان را زیر کشت برد وباعث بالا رفتن  وبازدهی خوب محصولات فصلی وباغی شد به امید روزی که وزیر محترم نیرو وهمکاران محترمشان بابرسی شرایط وایجاد سد بتوانند خدمت شایسته ای به مردم زحمت کش این استان بکنند.

محمود باصری

بنام خدا

این اسم برای خیلی از برادران ازاده اردوگاه تکریت ۱۱ اشناست مخصوصا بچه های بند سه واسایشگاه ۷قدیم روز اول وثانیه های ابتدائی اسارت دیدیم شخصی از بین بچه ها سخنانی بر لب می اورد که درد اور بود مدام تکرار میکرد من از هواداران سازمان مجاهدین هستم وتقاضای پیوستن به انهاراداشت ثانیه ها سپری شد تازمان بازجوئی حاج ابراهیم پیرمرد کاردرست بوشهری خودش راطباخ معرفی کرده بود وبرای فرار از شکنجه اعلام کرد که در طباخ خانه کار میکرده وفضولی اقای هوادار شروع شد پیش عراقیها رفت وگفت این پیر مرددروغ میگه وتیربارچی بوده وخدا میداند چه به سر حاجی دراوردند بنده خداراروی زمین انداخته بودند وهفت هشت نفری روی سر وبدن این بنده خدارژه میرفتند انقدر زدند که ازهوش رفت بعد ازورود به اردوگاه برای نصف نان بیشتر دوستان را میفروخت یادش بخیر سبزوار بیچاره(مهدی پاکنهاد) روزگارش سیاه شده بود بخاطر اینکه این نادان وطن فروش گفته بود او پاسداره یک روز من وابو طالب کریمی بچه کاشمر در حیاط قدم میزدیم وابوطالب شعر معروف برمشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا (الی اخر)را میخوندواقای هوادار گزارش کرد بنده خدارا زیر کتک گرفته بودند ومیگفتند چند ماهی ازاب فرات خوردی سیر نشدی یالا این اب فرات همون روزمن واقای صفری را هم به اسم حزب اللهی معرفی کرده بود که جای دشمن شما خال بود این اقای هوادار وقتی خبری برای عراقیها نمیبرد انچنان کتکی میل میکرد که دل همه بچه ها به حالش میسوخت رفتار بد او برای همه عادت شده بود واگرروزی فضولی نمیکرد احساس میکردیم چیزی کم داریم درروز های قبل از ازادی به خواست خدا بینائی چشمانش راازدست داده بود وحتما باید یکی دست اورا میگرفت تا بتواند بیرون وداخل شود دعاواه مظلوم دامنش را گرفته بود وتا زمانی که زنده است خیانت به برادرانش را فراموش نمیکند ودر دادگاه عدل الهی باید جواگو باشد وخداوند حق مظلومان رااز این فرد گرفت وامیدوارم که نزد پروردگار توبه نماید.

ششششیر

بنام خدا

ابه سلامتی ویاری خداوند کریم فروردین ماه را پشت سر گذاشتیم  در همین یکماه گذشته روزهای جورواجور ورنگارنگی دیده شد ومتاسفانه بدلیل اعتصاب سراسری گاوهای محترم قطره ای شیر درب مغازه ها وجود ندارد واگر هم باشد با قیمتهای انچنانیست که کمتر کسی امکان خرید انرا دارد دختر کوچک من که در سال نود روزانه یکی دولیوان شیر میل میکرده شدیدا به این مسئله اعتراض داشته واز علت نایاب شدن شیر درسطح بازار گله میکند واین در حالیست که خودمن هم بدلیل الودگی به مواد شیمیایی ودیگر همرزمان قدیمی حتما باید روزی دو ای ده لیوان شیر بنوشیم واز طرف دیگر گرانی موجود امکان نفس کشیدن را از خانواده کارگر وکارمند گرفته است حقیقتا من نمیدانم که اقایان مسئول در اداره بازرگانی وتعزیرات حکومتی کجا هستند وسئوال دیگر این است که ایا مسئولین مملکتی از این گرانی ها اطلاع دارند وایا اصلا برای خرید به درب مغازه ها میروند یا خیر به هرحال امیوارم در روزهای اتی چشم ما به جمال شیر محترم روشن شود ومدیران محترم هم فکری برای گرانی بکنند.